برچسب:
نویسنده: رها فدایی
برچسب:
نویسنده: رها فدایی
سقف آرزوهام اینقدر اومده پایین که رسیده به خواستن یه زمستون زمهریر فقط واسه خاطر گرمای لیوان داغ قهوه
واقعا ما داریم به کجا میریم
برچسب:
نویسنده: رها فدایی
تو این مدت دارم به نفهمی هام فکر میکنم ، به اینکه چرا من اصولا یه چیزایی رو اصلا نمیفهمم ، سعی میکنم بفهمم ولی نمیشه ، این روزا دنیای جینگوله آدما رو نمیفهمم
یعنی نمیفهمم و ازین نفهمیدن صد البته ناراضی هم نیستم ، اینم یه جورشه دیگه
برچسب:
نویسنده: رها فدایی
بیست و هفتم شهریور هزارو سیصد و نود و پنج
برگشتم خونه ی پدری
حس شش سالگی ام را دارم ، همون روز که بابا یه بسته ماژیک خرید برام که روش عکس پروفسور بالتازار رو داشت ، حس میکنم اینجاست ، دستهای بزرگ و لبخند ردیفش رو میبینم
برچسب: برگشتم,برگشتم به انگلیسی,برگشتم به تنهایی,برگشتم به تنهایی پل میزنم,برگشتم و باز آمدم,برگشتم از تنهایی والیار,برگشتم شعر,برگشتم ایران,من برگشتم,
نویسنده: رها فدایی
برچسب: کسی یه کرگدن ارزون نمی خواد,
نویسنده: رها فدایی
کشیدم ،برمیگردم
برچسب:
نویسنده: رها فدایی